



فرصتی برای نمایش عکسهای من





بیشتر ازدواجهایی که منجر به طلاق میشوند، متشکل از همسرانی است که هر دو کودک هستند؛ اختلاف کودک با کودک بیشتر به خاطر متفاوت بودن لذتها به وجود میآید.
شخصیت الگوهای پایداری از ادراک، ارتباط یا تفکر درباره محیط و خویشتن است. شخصیت هر فرد توسط یک مدیر داخلی که به آن «من» گفته میشود اداره میشود. در درون «من» غرایض، واقع بینی، وجدان، ادراک، مهارتهای مختلف و... وجود دارد.
«من» دارای حالات متفاوتی است و این حالات متفاوت با تغییر قابل توجهی در دیدگاهها، لحن صدا، کلمات و سایر جنبههای رفتار مشخص میشود چنین به نظر میرسد که هر فرد تعداد محدودی از این حالات من را دارا است.
حالات «من» واقعیتهای روانی هستند و به خاطر قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف به وجود نمیآید؛ بلکه موقعیتهای گوناگون میتوانند این حالات را درخواست کنند.
حالات «من» را میتوان به شرح زیر دستهبندی کرد:
کودک: حالاتی که نمایانگر سالهای اولیه زندگی فرد و دوران کودکی فرد است. همه افراد خردسال و بزرگسال از لحاظ شخصیتی در درون خودشان یک پسر بچه یا دختر بچه کوچکی دارد کودک یادآور خصوصیاتی ماند بازی، شیطنت، تخیل، لذت طلبی، درد گریزی و هیجانات، لجبازی، انتقامجویی، علاقهمندی، دمدمی مزاج بودن، کنجکاوی، عینیتگرایی(درک مفاهمیی که قابل رویت هستند مثل اشیاء و جانداران)، جاندارپنداری (زندهدانستن اشیاء بیجان) وتفکرجاودیی (مرتبط دانستن علت وقایع به علل غیر واقعی ) است.
والد: حالاتی است که نمایانگر فرد به همان صورتی است که پدر و مادرش (یا جانشین های آنها) رفتار میکردند از لحاظ شخصیتی والد بعد از به وجود آمدن کودک در فرد رشد میکند. وجود والد برای زندهماندن کودک ضروری است برای همین است که خردسالانی که والد در آنها رشد نکرده است نمیتوانند از خودشان مراقبت کنند و به پدر و مادرشان وابسته هستند. والد یادآور خصوصیاتی مانند مسوولیتپذیری، قانونمندی، تعصب، وجدان، حمایت، مراقبت و عادتهاست.
بالغ: حالتی است که نمایان گر رفتار پخته و منطقی فرد است و بلوغ فکری فرد را نشان میدهد. از لحاظ شخصیتی بالغ بعد از به وجود آمدن والد در فرد رشد میکند. وجود بالغ برای ادامه حیات لازم است. برای همین است که انسانها بر خلاف موجودات زنده دیگر توانستند با محیط خودشان سازگاری پیدا کنند و منقرض نشدند. همچنین بالغ تنظیم اعمال والد و کودک و وساطت بیطرفانه بین آنها را برعهده دارد. بالغ یادآور خصوصیاتی مانند: عبرتگرفتن، نوآوری، واقعگرایی، انتقاد، تصمیمگیری، محاسبه، پیشبینیکردن، استنباط و ذهنگرایی (درک مفاهیم غیر قابل رویت مثل نیرو، هوش یا تمدن) است.


با توضیحات فوق مشخص میشود که هر فرد در هر موقعیت معین از زندگی خودش یکی از حالات من را ابراز میدارد و افراد میتوانند به تناسب آمادگیشان از هر یک از حالات من به یک حالت دیگر تغییر کنند. هر فرد در زندگی خود از لحاظ رشد شخصیت دارای حالت کودک است سپس حالت والد میشود و در نهایت دارای حالت بالغ میشود؛ بنابراین شخصی که به کمال رسیده باشد دارای هر سه حالت من است. به وجود آمدن حالات من در طول زندگی فرد به وجود می آید اما ارتباطی با سن تقویمی افراد ندارد. مثلا افراد بزرگسالی وجود دارد که فقط دارای حالت کودک هستند و یا افراد خردسالی وجود دارند که دارای حالات بالغ هستند.
ازدواج «من»های درون
ازدواج کودک با کودک: بیشتر ازدواجهایی که منجر به طلاق میشوند، متشکل از همسرانی است که هر دو کودک هستند. اختلاف کودک با کودک بیشتر به خاطر متفاوت بودن لذتها به وجود میآید. همچنین در این ازدواجها به دلیل بیکفایتی طرفین، دخالت دیگران به وفور دیده میشود. معمولا برای رفع اختلاف بین این زوجها از روش کدخدا منشی و ریش سفیدی استفاده میشود که متاسفانه این روش اشتباه و غیر منطقی است. زیرا دیگران باید تلاش کنند تا زن و شوهر به صورت بالغانه رفتار کنند.
ازدواج کودک با والد: ازدواج کودک با والد بسیار رایج است و در ازدواجهایی که در آنها اختلاف سنی زیادی بین زوجها وجود دارد مشاهده میشود. همچنین این گونه ازدواجها در بین زوجهایی که دارای اختلاف طبقاتی شدید در زمینه اجتماعی و اقتصادی هستند دیده میشود. اکثرا در این گونه ازدواجها فردی که به آن کودک اطلاق میشود دارای عقده ادیپ (عقده ادیپ به معنای عشق ورزی پسر به مادرش است) یا عقده الکترا(عقده الکترا به معنای عشق ورزی دختر به پدرش است). معمولا در این ازدواجها نافرمانی کودک از والد باعث اختلاف میشود و نافرمانی کودک از والد معمولا با به دستآوردن حامیان جدید تقویت میشود.
ازدواج کودک با بالغ: ازدواج کودک با بالغ نادر است؛ زیرا معمولا بالغ کودک را برای ازدواج انتخاب نمیکند و در صورت ازدواج از لحاظ عاطفی دور از یکدیگر زندگی میکنند. معمولا در این ازدواج ها کودک برای حل مسایل مختلف به بالغ مراجعه میکند و بالغ نقش مشاور را برای کودک دارد.
ازدواج والد با والد: ازدواج والد با والد نیز منجر به اختلاف میشود؛ زیرا هیچ یک از آنها از خواسته طرف مقابلش تبعیت نمیکند و رابطه خصمانهای با یکدیگر برقرار میکنند؛ اما معمولا این افراد با فرزندشان رابطهای صمیمی برقرار میکنند و ممکن است هر یک به طور جداگانه تعدادی از فرزندان را به طرف خود جلب کنند. معمولا برای کاهش ازدواج این زوجها تجویز میشود که بچهدار شوند. اما متاسفانه این تجویز اشتباه و غیر منطقی است؛ زیرا دیگران باید تلاش کنند تا زن و شوهر به صورت بالغانه رفتار کنند.
ازدواج والد با بالغ: ازدواج والد با بالغ بیشتر در ازدواجهای تشریفاتی مشاهده میشود. معمولا در این ازدواج ها بالغ یک شخصیت مهم مثل یک مدیر یا دانشمند است که بیشتر سرگرم کارهای خودش است و اداره زندگی و پرورش فرزندان برعهده والد گذاشته میشود.
ازدواج بالغ با بالغ: ازدواج بالغ با بالغ موفق ترین نوع ازدواج است که معمولاً در سنین بالاتر از دوره جوانی اتفاق میافتد. در این ازدواج ها طرفین دارای مهارت خاصی هستند و بر اساس یک تفکر خاص ازدواج میکنند. ازدواج بالغ با بالغ معمولا بدون دخالت دیگران انجام میپذیرد.
یادآور می شود که شرایط ذکر شده کاملا نسبی است و ممکن است در همه زوجین صدق نکند.


عشق چیست؟
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین
شاگرد پرسید؟پس ازدواج چیست؟استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟
شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.
استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین ...
شما که تا اینجا مطالعه کردی ... این دو کلمه را هم از ایشون بخون و برو ...
چرا کویر کاشان به روی گردشگران بسته شد؟ ...
نیمه گمشده ما باید شبیه ما باشد یا متضاد ؟! بقیه در ادامه مطلب


خوشبختي چيه؟!
قانون هاي ذهني مي گن خوشبختي يعني رضايت.مهم نيست ...چي داشته باشي يا چقدر، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه؟!چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره! و بر عكسش...پس يه قانون وجود داره، كه مي گه:
ميزان خوشبختي = ميزان رضايت
حالا اين سوال مهم پيش مي ياد كه چه طوري ميشه در كل زندگي احساس رضايت كرد؟
زندگي مجموعه اي از لحظه هاست! چون پشت اين لحظه، لحظه ي بعديه و پشت اون لحظه ي بعدي و بعدي و ...پس، اگه مي خواي در كليت بزرگ زندگي راضي باشي اول بايد تمرين كني تا در لحظه راضي باشي.استاد مي گفت:
"اگه كسي تصميم بگيره فقط توي لحظه ي اكنون راضي باشه، بعد ، به لحظه ي بعدي ، كه رسيد، باز در لحظه ي اكنون راضي باشه و بعد به لحظه ي بعدي كه رسيد باز ..... ميدوني چي مي شه؟
اون فقط براي راضي و شاد بودن در يك لحظه تلاش كرده، اما يك دفعه ميبينه پنج ساله كه راضي و خشنوده! اگه كسي از لحظه ي اكنونش نا راضي باشه، بعد، از لحظه ي بعد هم نا راضي باشه ، بعد... يكهو به خودش مي ياد و مي بينه پنجاه سالشه و همه ي اين پنجاه سال رو نا راضي بوده! "
به همين دليل دانشمندان ذهني به لحظه ي اكنون مي گن: لحظه ي ابدي اكنون.
شرط رضايت اينه كه در لحظه ي ابدي اكنون راضي و شاد باشي
اصلا" مهم نيست داري در لحظه ي اكنون چي كار ميكني، فقط تصميم بگير مراقبه كني كه از هر كاري كه داري در لحظه انجام ميدي احساس رضايت و شادي كني. به اين كار ميگن مراقبه ي لحظه ي ابدي اكنون. اين كار، اتفاقا" بر خلاف تصور، كار خيلي راحتي نيست. دانشمندان ذهني معتقدند در هر عمل و كاري كه انجام ميشه يه مقداري انرژي نهفته است و ما فقط در صورتي كه روي اون كار مراقبه داشته باشيم ميتونيم اون انرژي رو دريافت كنيم.
ببينين، مثلا" من از صبح شروع مي كنم. از خواب بيدار مي شيم، ميريم مسواك مي زنيم و در همون حال به صد تا چيز فكر ميكنيم غير از مسواك زدن. بعد ميريم صبحونه ميخوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي ديم به همه چيز فكر مي كنيم غير از همون كار. اين باعث مي شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده مان را الكي خرج مي كنيم!
شايد از مراسم چاي در چين يا ژاپن شنيده باشين . اون در واقع يه جور مراقبه در لحظه ي ابدي اكنونه.
تمرين هايي براي درك و لذت بردن در لحظه ي ابدي اكنون:
تمرين 1 : براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد. به اين فكر كنيد كه با هر جرعه ي چاي، همه ي انرژي موجود در آن را دريافت ميكنيد و لذت ميبريد. به لحظه لحظه ي خوردن چاي دقت كنيد. (اگه فكر ديگهاي اومد توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد. فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشكر كنيد.
تمرين 2: مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد.
تمرين 3: مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد. مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه ي سلول هاي بدنتون ميرسه.از هر لقمه ي اون لذت ببريد.
نكته: غذايي كه با مراقبه خورده ميشه هرگز باعث چاقي هاي موضعي نميشه. (در واقع وقتي ما غذا مي خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي كنيم، باعث انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي شيم. بر عكسش هم صادقه. يعني كساني كه هر چيزي كه مي خورن، چاق نمي شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه ي انرژي موجود در غذا رو دريافت مي كنن. حتي ميتونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي خورين توي دلتون با لقمه هاتون حرف بزنيد! از لقمه ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه ي نيروش رو به شما انتقال بده. (نخندين! جدي مي گم! اين يكي از مراقبه هاي هندوهاست!)
تمرين 4:اين تمرين براي سيگاري هاست. اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي شيد و به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي شه.
به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت مي كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه هم مراقبه مي كنند و معتقدند از اون هم ميشه انرژي دريافت كرد اما چون اين بحث ديگه ايه و بايد فرق بين ايجاد ماند با دريافت انرژي از اندوه رو بدونيم خواهش مي كنم فعلا" در اين مورد اقدامي نكنيد!) يك حكايت:خوب مي خوام يه حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي بگم كه توي يه كتاب خوندم. اون با مريدانش دسته جمعي با هم، در جايي بيرون شهر، زندگي مي كردند. همه ي مريد هاي اون موظف بودند سالها پيش اون زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي كنه و مي گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين هايي انجام ميديم؟ در طول روز چه كار مي كنيم؟
استاد مي گه: ما صبح ورزش مي كنيم. بعد صبحانه مي خوريم. بعدكار مي كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي خوريم. كمي استراحت مي كنيم ، باز كار مي كنيم و شب مي خوابيم!
اون شاگرد عصباني ميشه و ميگه امكان نداره! ما همه ي اين كارها رو انجام ميديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نميديد. شما صبحانه مي خوريد، كار مي كنيد، تفريح مي كنيد، در حالي كه به چيز ديگه اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم! وقتي كار ميكنيم فقط به اون كار فكر مي كنيم. وقتي.....
بنابراين شما هيچ انرژي اي دريافت نمي كنيد! اما ما همه ي انرژي هاي موجود در طبيعت رو دريافت مي كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي اون ها ميشيم!
خوب و حالا تمرين آخر: يك بار ديگه اين پست رو بخون و تصميم بگير همه ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كني. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ي ابدي اكنون، شاد و راضي باشي. از همين حالا شروع كن! چون امروز اولين روز از روز هاي باقيمانده ي عمر توست!



خواستم از قسمت علاقمندی ها برخی ها را پاک کنم ... گفتم برخی را به اشتراک بگذارم . مسلم است که جور دیگر باید دید ... خواندن آنها خالی از لطف نیست ...
آموزش زبان انگلیسی آواز ایرانی
آیا شروع می کند؟ آیا آمار را نمی خوانند؟
تقویم ایرانی این یکی را توضیح بده ...
راهی جز صداقت نمانده آقا اجازه ...
9 دشمن زندگی ... علت هفتاد و هشت درصدی
اراک کلانشهر من از شلاق تا غارت
ازدواج با دختری کر و کور و شل پیش بینی می کردیم ولی! اسم های عجیب ایرانی اسناد جدید از رفتار غیر اخلاقی
شب اول اصرار نورزید افشای پشت پرده موسیقی
اقیانوسی به عمق یکی بند انگشت اینجا فرحزاد است باور کنید ...
پرویز پرستویی عاقبت پول بیت المال
افشای ناگهانی همدردی می کنم ...
زندگی یک جانباز در حمام متروکه
عدم آموزش به نوجوانان دردسر ساز است
قلعه نویی با فردوسیپور تسویه حساب کرد
بازی یک روح سرگردان این چسب زندگی است
بینزاکتی دو دیپلمات ایرانیها چطوری میمیرند؟
داستان تاسف انگیز یک شهروند پرسش نامهای تک سوالی
داستان مزدا؛ مردي كه عاشق ايران بود ندامت یک احمدینژادی
مهریههایی عجیب؛ صندلي خالي قم
قیمت حضور بازیگران و خوانندهها در تلویزیون
تهران امروز: چرا اختلاف در آمار ؟
شهر در امن و امان است آسوده بخوابید !
تمرین فرشته بودن در زیر پوست شهر
درگذشتگان سينمای ايران در سال 89+عکس
رها کردن 2 بیمار در کنار خیابان
سعودي ها با ما چه كردند و ما چه كرديم
روایت عطریانفر و اصفهانی از چگونگی دستگیری
قصه اولین سی دی آموزشی طوطی دستآموز،خيانت رافاش كرد!
علل و راهکار درمان اعتیاد به رابطه جنسی
تصاويري که سیما اجازه نداد پخش شود
تسویه حساب های رسانه ای در VOA
تنها پستاندار خزر رو به انقراض است
گلایه از عدم بکارگیری نخبگان فرهنگی در صدا و سیما
ما الان در سراشیبی اضمحلال فرهنگی قرار گرفتهایم
جناب زنوزی نمیخواستیم فعلا رو کنیم، خودتان باعث شدید!
این چهار جمله شما را تکان نمیدهد..؟
زنانی که تنها به فکر ارضای شخصی خود هستند + تصاویر
مهر مشایی چگونه در دل این زن جای گرفت؟
شکست خورده اند می گویند که من اهل سحر و جادو جنبل و مرتاض هستم
ماجراي يك اجلاس با حضور رئيس جمهور
وظایفی ک داشتیم و نمی دانستیم !
مدیری باعث تعطیلی شبکه ضدانقلاب شد
مدلی برای برخورد با "اخراجیها
واكاوي يك عكس پس از ربع قرن + عکس
ماجرای تکان دهنده نبش قبر"حر"توسط شاه اسماعیل+عکس
تشریح جزییات اختلاس بزرگ از زبان اژهای
معروفترين عكاس جنگ، دوربينهايش را فروخت
بیشترین علت طلاق / بالاترین آمار طلاق
زنگ خطر موج سوم ايدز به صدا درآمد
شهر رکوردار طلاق در جهان اسلام
مقابله با ايدز، از خانه تا خيابان
نگاهی به شش فیلم ضدایرانی +تصاویر
نوجوانی که غیرتش، زن خبرنگار را مجبور به حفظ حجاب کرد
در جلسات محفلی موسوم به «پارسه» چه می گذرد؟!
ورود ايران به مرحله ميانسالي شاگردان مدرسه حقانی چرا رفتند؟
ماجرای اخراج نجف زاده از فرانسه چه بود؟ موازی کاری
مکافات هوسبازی زن متأهل جملاتی که نباید به فرزندان گفت
زندگی غمبار عروسان خردسال افغان حجامت از دید یک محقق طب اسلامی
قوانین زیبای زندگی
قانون یكم: به شما جسمی داده میشود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید،
باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.
قانون دوم: در مدرسهای غیر رسمی و تمام وقت نامنویسی كردهاید كه "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرحریزی كنید
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یك سلسله دادرسی، خطا و پیروزیهای گهگاهی، آزمایشهای ناكام نیز به همان اندازه آزمایشهای موفق بخشی از فرآیند رشد هستند
قانون چهارم: درس آنقدر تكرار میشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آنقدر تكرار میشوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید میتوانید درس بعدی را شروع كنید، بنابراين بهتر است زودتر درسهايتان را بياموزيد
قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درسهایتان را نیز باید بیاموزید
قانون ششم: قضاوت نكنيد، غيبت نكنيد، ادعا نكنيد،سرزنش نكنيد،تحقيرو مسخره نكنيد، وگرنه سرتون مياد. خداوند شما را در همان شرايط قرار ميدهد تا ببيند شما چكار ميكنيد.
قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمیتوانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان میپسندید یا از آن بدتان میآید.
قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این كه با آنها چه میكنید، بستگی به خودتان دارد.
قانون نهم: جوابهایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید.
قانون دهم : خيرخواهِ همه باشيد تا به شما نيز خير برسد.


هفت جا نفس خویش را حقیر دیدم:
هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد.
ـ آنگاه که در برابر از پاافتادگان میپرید.
ـ آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
ـ آنگاه که گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند خود را دلداری داد.
ـ آنگاه که از ناچاری تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیبائیاش را ناشی از توانایی دانست.
ـ آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.
ـ آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد، حال آنکه یکی از نقابهای خودش بود.


مهرماه دوران خاطرات نوستالوژیک تحصیلی و یادآور اولین آموخته ها و فراگیریهاست . شاید یکی از اولین شعرهای کودکانه ای که آموخته ایم نیز در همین ماه بود : ... وقتی که ما می خوابیم ... آقاپلیسه بیداره ... و عشق پسربچه ها به پلیس شدن و لذت هیجانات پلیسی و پلیس بازی شاید تا هنگام اولین برخوردهای جدی در دنیای واقعی مارا همراهی می کرد . همه ساله درایام ماه مهریکی از اتفاقات خجسته و دور از انتظاری که رخ میدهد شاید همان مهربانی زورکی پلیس و نیروی به اصطلاح انتظامی است .
اما جدا از تمام انتقادات بابت شخصیت نازل این نیرو، بخصوص فرهنگ پایین در برخورد ها با افراد و وجود نارضایتی عمومی و اجتماعی در قسمت های مختلف این نیرو ، مثلا نارضایتی عمومی ازپلیس راهنمایی و رانندگی غافل از اینکه برآیند تمام این نارضایتی ها در نهایت منجر به رفاه و رضایت شهروندی خواهد شد ، ( ظریفی می گفت : تا مدتها فکر می کردم هنگامی که کمربند ایمنی نمی بندم در حال مبارزه با پلیس هستم ! ) و نیز اهتمام سیاستگذاران کلان این نیروی به اصطلاح خدوم در جذب افراد تحصیلکرده از خیل گسترده جوانان تحصیل کرده و جویای کار و به ویژه با شخصیت اجتماعی بالاتر نسبت به نیروهایی که در گذشته جذب شده اند و نیز بسیاری نکته ها و حرف ها که هیچکدام موضوع اصلی بحث ما نیستند، در یک سو و در سویی دیگروجود یک استعداد و بسترگسترده در این نیرو بسیار بیشتر از گذشته بایدموردنظر،استفاده و برنامه ریزی برای آینده قرار گیرد .
بعد از پست سه راه تا باغ ملی صرفا" به عنوان یک ناظر بشدت جای خالی پلیس بانوان را در آن مراسم حس کردم و صد البته ضرورت برنامه ریزی برای سال آینده اش را بسیار بیشتر لازم دیدم بر حسب وظیفه شرعی بطور شفاهی هم به اطلاع خطیب ارزشمند شهر رساندم ، هرچند به مذاق ایشان خوش نیامد .
قدر مسلم اینکه پتانسیل و استعداد و توانمندی پلیس بانوان به هیچ وجه در جایگاه حقیقی و درست خود نیست . این بستر قابلیت ها و استعداد های گسترده ای دارد که اگر و فقط اگر نگرش مسئولان نسبت به مسایل کمی فرهنگی و اجتماعی باشد ، بسیار بهتر و مناسبتر از این قابلیت پنهان اجتماعی می توان بهره جست .
افزایش شان اجتماعیو درک منزلت شغلی این قشر خاص در این نیرو بطور یقین تاثیر مناسب تری بر روی قشر مخاطب ( لایه اول برخورد با مجرم و بزهکار) خواهد داشت . حضور در محیط های اداری و انجام وظایف منشی گری و بایگانی و حتی برخورد و دستگیری با مجرمین اناث شاید سطحی ترین و ساده ترین نوع استفاده از این پتانسیل در این نیروی عظیم و طویل باشد . تصور بفرمایید که آقایی در شرایط خاص روحی و عصبی و تعجیلی دچار تخلف رانندگی مستحق مجازاتی شده است ، بدیهی است برخورد گزنده ، کلنگی و منزجر کننده یک افسر وظیفه شناس مرد ( چیزی که همواره مرسوم است و ادب درکار نیست ) به طور یقین بر شدت و میزان عصبانیت آن فرد خواهد افزود . حال تصورکنید ( حتی اگه تصورکردنش سخته!)که یک پلیس خانم با لحنی مودبانه تر شما را اعمال قانون نماید، قدر مسلم فرد به عنوان خاطی بسیار شرمنده می شود و حداقل اینکه عصبانیت فرد تشدید نمی شود .
کوتاه سخن اینکه جامعه به مهربانی نه تنها در ماه مهر بلکه در همه ماهها ی سال بشدت نیازمند است و لطافت و ظرافت روحیه زنانه چنانچه در بخش های بیشتری از این نیرو گسترده شود سبب برخوردهای عاطفی تر و نرم تر و صد البته تاثیرگذارتر با بسیاری از جرایم می شود و نه برخوردهای مستقیم ، تند و گزنده که تاکنون مرسوم بوده است و نتیجه اش نیز پیش روست .
استفاده بیشتر از پلیس زن قابلیت و استعداد گسترده ای است که زیاد جدی گرفته نشده است ولی می توان در برخی شهر ها و در برخی حوزه های کاری این استعداد را به آزمون گرفت . کنترل ورزشگاهها در هنگام جشن های عمومی و خانوادگی و کنترل و رصد اماکن شلوغ تجاری ، مراکز شلوغ فرهنگی و آموزشی و حتی در مناسبت های خاص و شلوغی های متراکم در ایام عزاداریها و دعا ها و بسیاری حوزه های کمتر شناخته شده اجتماعی دیگر نظم به راحتی می تواند توسط نیروی انتظامی بانوان صورت گیرد و نتایجی بسیار مفید برای تمام سطوح جامعه به همراه داشته باشد .
به کودکی مان برگردیم ، برخورد نهی کننده کلامی مادرانمان تاثیرگذارتر و ماندگارتر بود یا برخورد فیزیکی پدرانمان ؟


It's long but very informative
مطلب طولاني است اما بسيار مفيد است
We all think eating fruits means just buying fruits,
cutting it and just popping it into our mouths.
It's not as easy as you think.
It's important to know how and when to eat.
همه ما فکر ميکنيم که خوردن ميوه يعني خريد ميوه، پوست کندنش و فقط گذاشتنش توي دهان
به اين سادگي که فکر ميکنيد نيست
بسيار مهم است که بدانيم چگونه و چه وقت بايد ميوه بخوريم؟

What is the correct way of eating fruits?
راه صحيح خوردن ميوه ها چيست؟
IT MEANS NOT EATING FRUITS AFTER YOUR MEALS! * FRUITS SHOULD BE EATEN ON AN EMPTY STOMACH.
اين است که ميوه ها را بعد از مصرف غذا نخوريد
ميوه ها بايد زماني خورده شوند که معده خالي است
If you eat fruit like that, it will play a major role to detoxify your system,
supplying you with a great deal of energy for
weight loss and other life activities.
اگر ميوه ها را به آن صورت بخوريد، نقش مهمي در مسموم کردن سيستم بدنتان خواهند داشت
بدنتان را با مقدار زيادي انرژي تامين ميکنند که اين انرژي به جاي مفيد بودن باعث از دست دادن وزن و کاهش قدرت براي انجام ديگر فعاليتهاي زندگي ميشود
FRUIT IS THE MOST IMPORTANT FOOD.
Let's say you eat two slices of bread and then a slice of fruit.The slice of fruit is ready to go straight through the stomach into the intestines,
but it is prevented from doing so.
ميوه مهم ترين خوراکهاست
براي مثال درنظر بگيريد که دو تکه نان و يک تکه ميوه خورده ايد
تکه ميوه آماده است که مستقيما وارد معده تان و روده تان شود
اما به دليل آن دو تکه نان، از ورود سريع آن به معده جلوگيري مي شود
In the meantime the whole meal rots and ferments
and turns to acid. The minute the fruit comes into
contact with the food in the stomach and digestive juices,
the entire mass of food begins to spoil....
در اين بين همه غذا فاسد شده، تخمير ميشود و به اسيد تبديل ميشود
به محض اينکه درون معده، ميوه با غذا و آنزيمهاي گوارشي
تماس پيدا ميکند، همه حجم غذا شروع به ازبين رفتن و فاسد شدن ميکند
So please eat your fruits on an empty stomach or
before your meals! You have heard people complaining — every time I eat watermelon I burp,
when I eat durian my stomach bloats up,
when I eat a banana I feel like running to the toilet, etc — actually all this will not arise if you eat the fruit on an empty stomach. The fruit mixes with the putrefying other food and produces gas and hence you will bloat!
پس لطفا ميوه هاي خود را زماني مصرف کنيد که معده تان خالي است
و يا قبل از خوردن وعده هاي غذاييتان ميل کنيد
شما بارها شنيده ايد که بسياري شکايت ميکنند که هر زمان که هنوانه ميخورم، غذا بالا مي آيد، و يا هر زمان که ميوه درخت قهوه سوداني را مي خورم معده ام نفخ ميکند، زماني که موز ميخورم همش حس اينکه بايد فورا به دستشويي بروم را دارم و غيره- در حقيقيت همه اينها اتفاق نخواهند افتاد اگر ميوه را زماني بخوريد که معده تان خالي است. ميوه ها با غذاي فاسد شده ترکيب ميشوند
و گاز توليد ميکنند و درنتيجه شما بالا مي آوريد
Graying hair, balding, nervous outburst, and dark circles under the eyes all these will NOT happen
if you take fruits on an empty stomach.
سفيدي مو، تاس شدن، عصبانيت و گودي هاي سياه زير چشم،
همه شان اتفاق نخواهند افتاد اگر با معده خالي ميوه ميل کنيد
There is no such thing as some fruits, like orange
and lemon are acidic, because all fruits become
alkaline in our body, according to Dr. Herbert Shelton
who did research on this matter. If you have mastered the correct way of eating fruits, you have the Secret of beauty, longevity, health, energy, happiness and normal weight.
با توجه به تحقيقات دکتر هربرت شلتون، بايستي بدانيم که چنين موضوعي صحيح نيست که بعضي از ميوه ها مانند پرتقال، نارنج و ليمو خودشان اسيدي هستند. چرا که همه ميوه ها در بدن قليايي ميشوند
اگر شما روش صحيح ميوه خوردن را کاملا بياموزيد شما به راز زيبايي، عمر طولاني، سلامت، انرژي، شادابي و وزن طبيعي دست پيدا خواهيد کرد،
When you need to drink fruit juice - drink only fresh fruit juice, NOT from the cans.
Don't even drink juice that has been heated up.
Don't eat cooked fruits because you don't get the nutrients
at all. You only get to taste.
Cooking destroys all the vitamins.
زماني که نياز داريد که آب ميوه بنوشيد- فقط آب ميوه تازه بنوشيد نه آب ميوه کنسروها. حتي آب ميوه هايي که بسيار سفت هستند را ننوشيد
ميوه هاي پخته شده را نخوريد چرا که هرگز ماده مغذي ميوه ها را دريافت نخواهيد کرد تنها مزه شان را دريافت ميکند.
پختن، تمام ويتامين ها را از بين ميبرد
But eating a whole fruit is better than drinking the juice.
If you should drink the juice, drink it mouthful by mouthful slowly, because you must let it mix with your saliva
before swallowing it. You can go on a 3-day fruit fast to cleanse your body. Just eat fruits and drink fruit juice throughout the 3 days and you will be surprised
when your friends tell you how radiant you look!
اما به هرحال خوردن ميوه کامل بهتر از نوشيدن آب آن است
اگر بايد آب ميوه بنوشيد طوري بنوشيد که دهانتان پر شود و آن را آرام آرام غورت دهيد
چرا که بايد اجازه دهيد که آب ميوه با بزاق دهانتان قبل از غورت دادن آن کاملا ترکيب شود
ميتوانيد براي پاکسازي بدنتان 3 روز روزه ي ميوه بگيريد. به مدت 3 روز فقط ميوه بخوريد
و در آخر متعجب ميشويد از اينکه دوستانتان به شما ميگويند که چقدر پوستتان درخشان و صاف شده است
KIWI: Tiny but mighty.
This is a good source of potassium, magnesium,
vitamin E & fiber.
Its vitamin C content is twice that of an orange.
کيوي: ميوه کوچک اما بسيار مقوي
اين ميوه منبع خوبي از پتاسيم، منيزيم، ويتامين اي و فيبر است
حجم ويتامين سي اين ميوه دوبرابر حجم ويتامين سي پرتقال است
APPLE: An apple a day keeps the doctor away?
Although
an apple has a low vitamin C content, it has antioxidants
& flavonoids which enhances the activity of vitamin C thereby helping to lower the risks of colon cancer,
heart attack & stroke.
سيب: روزانه خوردن يک سيب، دکتر را از شما دور ميکند
اگرچه سيب مقدار کمي ويتامين سي دارد، اما داراي آنتي اکسيدانها و فلاونهاست (ماده شيميايي بيرنگ و متبلور) که هر دوي اينها فعاليت ويتامين سي در بدن را زياد کرده و تسهيل مي بخشند و درنتيجه ريسک مبتلا شدن به سرطان روده، حملات قلبي و سکته کاهش پيدا ميکند
STRAWBERRY: Protective Fruit.
Strawberries have the highest total antioxidant power
among major fruits & protect the body from cancer-
causing, blood vessel-clogging free radicals.
توت فرنگي: ميوه محافظ
توت فرنگي بالاترين قدرت اکسيدانها را در ميان اکثر ميوه ها دارد
و از بدن در برابر ابتلا به سرطان، گرفتگي رگها و راديکالهاي آزاد محافظت ميکند
ORANGE : Sweetest medicine.
Taking 2-4 oranges a day may help keep colds away,
lower cholesterol, prevent & dissolve kidney stones
as well as lessens the risk of colon cancer.
پرتقال: دارويي شيرين
مصرف روزانه 2 تا 4 عدد پرتقال جلوي سرماخوردگي را ميگيرد
کلسترول را کم ميکند
از ايجاد سنگ در بدن جلوگيري کرده و يا سنگهاي موجود در بدن را
از بين ميبرد و همچنين ريسک ابتلا به سرطان روده را کاهش ميدهد
WATERMELON: Coolest thirst quencher.
Composed of 92% water, it is also packed with a giant dose
of glutathione, which helps boost our immune system.
They are also a key source of lycopene — the cancer
fighting oxidant. Other nutrients found in watermelon
are vitamin C & Potassium.
هندوانه: بهترين تسکين دهنده تشنگي
از 92% آب تشکيل شده است
همچنين حاوي بالاترين دوز گلاتاتيون است که به بالارفتن سيستم دفاعي بدن کمک ميکند
همچنين آنها اصلي ترين منبع ليکوپين هستند که اکسيداني براي مبارزه با سرطان است
ديگر مواد مغذي موجود در هندوانه ويتامين سي و پتاسيم هستند
PAPAYA: Top awards for vitamin C.
They are the clear winners for their high vitamin C content..
It is rich in carotene; this is good for your eyes.
عنبه (انبه): نشان بالاترين براي ويتامين سي
آنها بهترين برندگان براي داشتن بالاترين ميزان ويتامين سي هستند
اين ميوه سرشار از کاروتين است که حاوي ويتامين آ بوده
و براي چشم ها مفيد ميباشند
Drinking Cold water after a meal = Cancer!
Can u believe this??
It is nice to have a cup of cold drink after a meal.
However, the cold water will solidify the oily stuff that
you have just consumed. It will slow down the digestion... Once this 'sludge' reacts with the acid, it will break down
and be absorbed by the intestine faster than the solid food.
It will line the intestine. Very soon, this will turn into fats
and lead to cancer.
It is best to drink hot soup or warm water after a meal.
نوشيدن آب سرد بعذ از غذا = سرطان
ميتوانيد باور کنيد؟
شايد نوشيدن يک ليوان آب سرد بعد از غذا، بسيار لذت بخش است
اما آب سرد مواد روغني که در آن لحظه مصرف کرده ايد را سفت ميکند
روند هضم غذا را کند ميکند
زماني که اين رسوبها با اسيد واکنش نشان ميدهند و شکسته ميشوند
و سريعتر از غذاهاي جامد، توسط روده جذب ميشوند
بسيار سريع اين امر موجب چاقي و سپس سرطان ميشود
بهتر اين است که بعد از غذا، سوپ گرم و يا آب ولرم مصرف کنيد
A serious note about heart attacks
متني مهم در مورد حملات قلبي
HEART ATTACK PROCEDURE': (THIS IS NOT A JOKE!) مراحل حملات قلبي (اين يک شوخي نيست)
women should know that not every heart attack symptom
is going to be the left arm hurting.
Be aware of intense pain in the jaw line.
You may never have the first chest pain during the course
of a heart attack. Nausea and intense sweating are also common symptoms. Sixty percent of people who have
a heart attack while they are asleep do not wake up.
Pain in the jaw can wake you from a sound sleep.
Let's be careful and be aware. The more we know
the better chance we could survive.
خانمها بايد بدانند که تنها نشانه حمله قلبي، احساس درد در
بازوي چپ نميباشد
به درد شديد در ناحيه فک و آرواره بسيار توجه کنيد
هرگز اولين درد در ناحيه قفسه سينه را در هنگام حمله قلبي نخواهيد داشت
حالت تهوع و عرق کردن شديد از نشانه هاي معمول است
تقريبا60 درصد مردم که دچار حمله قلبي در خواب شدند
ديگر هرگز بيدار نشدند
درد آرواره ممکن است شما را از خوابي آرام بيدار کند
بهتر است مراقب باشيد و آگاه
هرچقدر بيشتر بدانيم، شانس بيشتري براي نجات يافتن داريم
A cardiologist says if everyone who gets this mail sends
it to 10 people, you can be sure that we'll save at least
one life.
Paradox of Our Times
مغايرتهای زمان ما
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر
we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر
We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too oft en, and pray too seldom
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم
We have multiplied our possessions, but red uced our values. We talk too much, love too little and lie too often
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم
We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان
We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم
We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
فضای بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضاي درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم
We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر
We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم
These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی
More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذاها بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است
Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجوی دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد
Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد
Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days
" عباراتی مانند "يکی از اين روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم "يکی از اين روزها" بنويسيم همين امروز بنويسيم
Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد
If you're too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it "one of these days ". Just think…"One of these days ", you may not be here to send it !
اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را برای کسانيکه دوست داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد که "يکی از اين روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنيد ... "يکی از اين روزها" ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بفرستيد!
سومین جشنواره سراسری عکس زمان در حوزه هنری شهر اراک با همت خانه عکاسان حوزه هنری و حمایت شرکت سهامی پتروشیمی اراک و حمایت شهرداری اراک و میراث فرهنگی استان مرکزی کلید خورد . برای کسب اطلاعات بیشترو ثبت نام و ارسال عکس و همچنین دیدن عکسهای منتخب دوره های قبل به این سایت مراجعه کنید http://photozaman.ir